
دلم گرفته و كم مانده تكه تكه شود
شبيه منطقه اي كه هنوز مين دارد
دباره سفره عيد از نبود تو پر است
قبول نيست، مگر انتظار سين دارد
دست نوشته های تحلیلی یک خبرنگار

دلم گرفته و كم مانده تكه تكه شود
شبيه منطقه اي كه هنوز مين دارد
دباره سفره عيد از نبود تو پر است
قبول نيست، مگر انتظار سين دارد
نتايج اسكار بسيار خيره كننده است كه ان تنها به دليل تلاش هاي فراوان در عرصه علم آموزي و اموركارشناسي است
به هر حال نتایج نخستین اسکار ایرانی به شرح زیر اعلام شد:
اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن را فاطمه رجبی بازیگر فیلم «باید به کی فحش بدم؟» به کارگردانی غلامحسین الهام دریافت کرد. 
اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد: صادق محصولی برای بازی در فیلم «میلیونر میرداماد نشین»
اسکار بهترین جلوههای ویژه: بدون هیچ توضیحی و با سپاس از دکتر رحیمی، به دکتر عوضعلی کردان اهدا شد.
اسکار برای بهترین طراحی صحنه به استاندار یزد برای فیلم «اوه... عجب استقبالی!» اهدا شد.
اسکار بهترین طراحی لباس به طراح لباس رئیس جمهور احمدینژاد که متاسفانه چند سال پیش درگذشته است داده شد.
اسکار بهترین فیلمنامه اریژینال: مشترکا به سید محمد خاتمی و میرحسین موسوی برای فیلم «کی میاد؟ کی نمیآد؟» از کمپانی فیلمسازی اصلاحطلبان.
اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی: اختصاصا برای سید محمد خاتمی برای سناریوی «علیرغم میل باطنیام نامزد میشوم» که از روی داستانی با همین نام از اکبر هاشمی رفسنجانی اقتباس شده است.
اسکار بهترین فیلمبرداری: مشترکا به فیلمبردارهای سفرهای استانی دکتر محمود احمدینژاد، به استفاده بهینه از لنزهای wide اهدا شد. 
اسکار بهترین انیمیشن بلند به "مهرداد بذرپاش" برای ساخت انیمیشن کودکانهی «سایپا چه حالی میده» اهدا شد.
اسکار بهترین انیمیشن کوتاه به "کاوه اشتهاردی" برای ساخت انیمیشن کودکانهی « شهر اسباب بازی » با تهیه کنندگی موسسه مطبوعاتی "ایران" اهدا شد.
اسکار بهترین صداگذاری: عزت الله ضرغامی برای مجموعه کارهای سیما و به ویژه برای تبدیل دوست دختر به نامزد عقدی و ویسکی به نوشابه .
اسکار بهترین ترانه: مهدی کروبی برای «دلبرم دلبر، خانه خرابم کرد» .
اسکار بهترین کارگردانی به اکبر هاشمی رفسنجانی برای «پدرخوانده 8».
اسکار بهترین فیلم خارجی به "هوگو چاوز" برای فیلم «دموکراتیک مادامالعمر شدم!» اهدا شد.
ببخشید که در این اوضاع و احوال خشکسالی و پرکاری شما مصدع اوقات شدم . غرض از مزاحمت می خواستم به عرض برسانم ، شما چگونه دلتان می اید دل این زن پیر و مظلوم ، زلیخا خانم را بشکنید و او را در سنین کهنسالی آواره کوه و بیابان کنید . شما می توانید حالا که جناب بوتیفار به دیار باقی شتافته اند ، او را صیغه کنید و دلی را شاد گردانید . همانطور که می دانید تعدد زوجات ایرادی ندارد . من فیلم های دیگر زلیخا خانم را هم دیده ام و باید به عرض برسانم ایشان آنقدر ها هم که در این فیلم نشان داده شده ، خالی از ملاحت و زیبایی نیستند ، حتی در فیلم " شام آخر " یک جوانی که زیباتر از شما بود عاشق و دلباخته ایشان شده بود که در آخر فیلم هم با او ازدواج کرد .

نکته دیگری که می خواستم خدمتتان عرض کنم این بود که تمام کاهنان معبد آمون را هر چه زودتر نیست و نابودشان کنید . دیگر کارهای ابلهانه شان خیلی روی اعصاب است . من هر چند به صدای جناب آنخمائو علاقمند هستم ولی از ضریب هوشی پایین تر از مقوای ایشان هم به ستوه آمده ام .
راستی ازدواج شما را با خانم محجوب و با کمالاتی چون آتنا خانم و وصلت با خانواده اصیل و ارزشمند ایشان را به شما تبریک می گویم و همچنین قدم نورسیده که بسیار هم در تولد عجول بوده اند مبارک باشد .
ضمناً من اعتقاد دارم شما باید بیشتر مواظب اطرافیانتان باشید . به مالک و حاج کریم سوسکه می توان اعتماد کرد ، چون ایشان در فیلم های گذشته شان هم از برادران ارزشی بوده اند ولی از دیگر اطرافیانتان نمی توان اطمینان صد در صد داشت .
سلام مرا به جناب ممبی سابو برسانید و خدمتشان عرض کنید : خوب نیست با پاهای لخت در فیلم ظاهر می شوید . خانواده این فیلم را می بینند و خوبیت ندارد پاهای شما را این گونه ببینند . شما که آدم با کمالاتی هستید و با فوتبالیست ها فرق می کنید . شما چرا ؟
ببخشید که مصدع اوقات شریفتان شدم . مواظب خودتان باشید و اینقدر به خودتان گرسنگی ندهید و خودتان را با سفر های استانی متعدد خسته نکنید .
منزل را سلام برسانید و روی ماه کوچولو را از جانب من ببوسید . مالک و حاج کریم سوسکه و دیگر بازیگران و عوامل فیلم را سلام برسانید و به آقای سلحشور یا همان فرشته مقرب ملک الموت از جانب من خسته نباشید عرض کنید .
زیاده عرضی نیست
باقی بقایتان .
جالب تر از هميشه
در دو پست قبل گفته بودم زماني كه ارزياب يونسكو براي بازديد از سازه هاي آبي شوشتر به اين شهر سفر كرده بود تمام مسئولان شهري در دفاع از آثار تاريخي اين شهر براي او سخن سرايي كرده و برخي نيز رفته بود از هول حليم در ديگ بيافتند ولي چند روز پيش در جلسه طرح جامع شوشتر در استانداري خوزستان اتفاقات بسيار خارق العاده اي مي ديدم كه بهتر مي دانم بدون تفسير برايتان بنويسم
در اين جلسه كه با حضور اعضاي شوراي شهر شوشتر، شهردار معظم، فرماندار و مديران كل تشكيل شده بود بحث بر سر تعريض خيابان هاي طالقاني، احداث پل در كنار بند ميزان و انحراف در جاده كمربندي بود كه جلسه را به درازا كشاند.
در اين باره مشاور طرح پيش بيني كرده است كه خيابان طالقاني به طور كل مسدود شود و آسفالت اين خيابان برداشته و سنگ فرش شود و تردد در اين خيابان با دروشكه انجام شود كه هم باعث احياي باستاني بودن شهر است و هم بخش عطيمي در جذب توريسم تاثير دارد.
و براي رفع ترافيك در شهر با احداث خيابان هاي موازي و يا كمربندي هاي خارج شهر اين مشكل در شهر مرتفع شود.
ولي رئيس شوراي شهر شوشتر براي اثبات اينكه بايد خيابان طالقاني تعريض شود گفت: مردم براي عقب روي در خيابان طالقاني بسيار مشتاقند و در حال حاظر بيش از30 درصد خيابان زالقاني تعريض شده است.
زماني كه دكتر طباطبايي معاون عمراني استاندار نيز بر عدم تعريض تاكيد كرد رئيس شوراي شهر گفت: مردم راه را براي رفع اين مشكل ياد گرفته اند و شب شيلنگ آب را بر روي پشت بام ها انداخته و تا صبح خراب مي شود و بعدش هم ميراث فرهنگي مجوز ساخت و ساز مي دهد.
در انتهاي راي بر عدم تعريض شد و اين خيابان تعريض نمي شود.
براي احداث پل در كنار بند ميزان اوضاع بسيار جال تر شد، مدير كل ميراث فرهنگي طبق دستورات كشوري و بين المللي دليل مي آورد كه احداث چنين پلي در اين مكان باعث شكستگي عرصه بند ميزان مي شود و مجموعه سازه هاي آبي در شوشتر از دست نخورده بودن خارج شده و در ثبت جهاني آن تاثير فراواني دارد و اين امر را به مخاطره مي اندازد.
ولي رئيس شوراي شهر باز هم در بيان دلايل خود گفت: ما ين پل را با هر مصالح و هر سازه اي كه ميراث فرهنگي بگويد مي سازيم و كاري مي كنيم كه تاثيري در بند ميزان نداشته باشد.
محمدي نيز به تمسخر گفت: ما مي گوييم با خشت بسازيد شما چي؟
محمدي با ابراز تاسف از اينكه همين افراد در روز حضور ناظر يونسكو در شوشتر تعهد كردند كه ديگر حرفي از ساخت پل در اين مكان به ميان نياورند گفت: دو ماه قبل چيزي ديگر مي گفتيد و حال چيزي ديگر مي گوييد.
رئيس شوراي شهرستان شوشتر گفت: من نمي گويم بايد در اين مكان پلي ساخته شود مي گويم بايد براي ترافيك شوشتر چاره اي انديشيد و درخواست برسي بيشتر را از مشاور طرح و كارشناسان دارم.
امير رسولي افزود: ما مي كوشيم كه ارتباط ميان دو قسمت شهر بيشتر شود حالا اين ارتباط مي تواندبا قايق باشد، زير گذر باشد و يا هر رئشي كه امكان داشته باشد و لطمه به شهر را كمتر كند.
به دليل اختلاف نظر ها ميان مشاور و اعضاي شوراي شهر در اين جلسه كه قرار بود طرح به تصويب برسد اين كار انجام نشد و تنها كليات آن به تصويب رسيد.
نتيجه گيري با شما....

برای این خبر می خواهم برایتان اموری را ذکر کنم که شاید جلب باشد.
پس از درج این خبر در خبرگزاری فارس خوزستان بسیاری از دوستان و طرفداران این روزنامه محلی برای تبریک به دوستان خود تماس گرفته و ابراز خوشحالی می کردند ولی در مطبوعات استان از نشر این خبر چه می گذشت.
خبرگزاری ایسنا:
پس از دریافت تاید خبر از خبرگزاری فارس و تماس با مدیر مسئول این روزنامه و پس از گذشت یک هفته از نشر این خبر هنوز جرعت انتشار آن را به خود نداده است.
خبرگزاری ایرنا:
پس از دریافت تایید خبر و مصاحبه با مدیر مسئول این روزنامه این خبر را در اولین دقایق منتشر کرد که از دستان خوبم در این خبرگزاری معتبر و فعال تشکر می کنم.
روزنامه ها:
۱- عصر کارون: تماس مدیر مسئول این روزنامه بادفتر خبرگزاری فارس که برائت به معنای رفع توقیف نمی باشد و رفع توقیف باید به دستور شورای نظارت انجام شود و...
که این روزنامه هنوز از چاپ این خبر خود داری کرده است(با توجه به این که این روزنامه از روزنامه هایی است که کادر خود را و مکان و تجهیزات خود را از مدیر مسئول و کادر حرفه ای این روزنامه دارد ولی ..)
۲-هنوز در تمام روزنامه های این استان سیاست زده این خبر به چاپ نرسیده است و مردم از برائت این روزنامه از اتهام های وارده خبر ندارند و این هم دفاعی جانانه از طرف هم مسلکان مطبوعاتی برای حفظ آبروی دوستان خود است البته از نوع خاص
دلایل: ترس بسیار زیادی که مطبوعات خوزستانی از حضور دوباره همسایه ها در دکه های مطبوعاتی دارد از دلایل بزرگ این امر شمرده می شود زیرا باز هم بازار چاپ و جذب آگهی و ... آنها با حضور بالاتری یک سرو گردن روزنامه همسایه ها کسات می شود.
هنوز این نشریات نمی دانند که این تنها یک خبر است و واقعه ایجاد نمی شود و...
برای دوستانم در این روزنامه و دوستداران چاپ مجدد این روزنامه آرزوی موفقیت می کنم.
ماجرای اخراج خبرنگار فارس را که در روزنامه های استان به کرات خواندید که در زیر حاشیه ها و کل صحبت های رد و بدل شده در جلسه را برایتان قرار می دهم شما قضاوت و نظر بدهید.
از چند روز قبل احساس برخورد هاي دوگانه را در اعضاي شوراي شهر مي كردم و خواستم با حضور در جلسه شوراي شهر در صورت باقي بودن كدورت در صدد رفع آن برآيم.
در جلسه شوراي شهر با45 دقيقه تاخير حاضر شدم(جون مي دانستم كه جلسات هميشه با تاخير شروع مي شود) ولي در هنگام حضور در جلسه پس از سلام رئيس شوراي شهر با تكان دادن سر از من پرسيد: بفرماييد كاري داشيد؟

-گفتم كه مانند هميشه براي پوشش خبري جلسه آمده ام
او گفت: دوستان براي حضور آقاي نارنج پور موافقت دارند؟
حميد سالم پور گفت: نبايد كسي از حضور خبرنگار ممانعت كند و هميشه بايد در شوراي شهر به روي همه شهروندان و خبرنگاران باز باشد.
قبل از اتمام سخنان سالم پور فرامرز محمودي كوهي با تن بالاي صدا گفت: خبرنگاري كه در جهت ايجاد اختلاف بين اعضاي شوراي شهر فعاليت كند نبايد در جلسات حاضر شود.
امير رسولي افزود: در شوراي شهر به روي هر شهروندي باز است و همه شهروندان و مي توانند در جلسات علني شوراي شهر حاضر شوند.
رجبعلي چهارلنگي افزود: چرا خبرنگار فارس بايد در جلسه شوراي شهر حاضر باشد خبرنگاران ديگر هم در جلسه بيايند و حاضر باشند.
سالم پور: همه خبرنگاران بيايند ولي كدام خبرنگار بغير از خبرنگار فارس تقاضاي حضور در جلسات شئرا را داشته است؟
در شرايط بسيار نياز اين خبرنگار به ياري اعضاي شوراي شهر آمده است و با اطلاع رساني و جهت گيري اعضاي شورا را به مردم رسانده است.
چهارلنگي: تا كنون خبرنگار فارس از من هيچ خبري درج نكرده است و اين امر از طرف من تكذيب مي شود و يابد در باره حضور خبرنگاران تصميم گيري شود.
چهارلنگي: آقاي ..... شما بيرون برويد
سالم پور: اخراج خبرنگار كاري شايسته نيست و بايد اين تصميم گيري در باره جلسات غير علني انجام شود چون خبرنگار نيز مانند هر شهروندي اجازه حضور در جلسات شوراي شهر را دارد.
محمودي كوهي: خبرنگار سياسي بدرد شوراي شهر نمي خورد و ما خبرنگار سياسي نمي خواهيم.
چرا خبرنگار پارس در جلسات بيايد و خبرنگاران ديگر در جلسات حاضر نشوند بقيه خبرنگاران هم حق حضور در جلسات را دارند و خبر نگار پارس نبايد بيايد.
اگرخبر نگار پارس صداقت داشت چرا طومار تشكر ساكنان كوي نيرو را از شهردار در خبرگزاري درج نكرده است.
چهارلنگي: در خبر فرستاده شده فقط انتقاد هاي آقاي رسولي و آدامون گفته شده است و از تقدير و تشكر اعضاي شوراي شهر از شهردار درج نشده است.
سالم پور: حضور خبرنگاران در جلسات باعث انعكاس اخبار و فعاليت هاي شوراي شهر مي شود و اين امر باعث ايجاد رويكردي جديد از طرف خبرنگاران با شوراي شهر مي شود.
رسولي: هميشه گفته ام كه بايد حضور خبرنگاران را ارج نهاد ما كه از اين خبرنگار تقديري هم نكرده ايم چرا با او اين طور برخورد كنيم.
محمودي كوهي: حالا كه آقاي سالم پور خبرنگار فارس را بدون اطلاع اعضاي شوراي شهر دعوت كرده است من جلسه را ترك مي كنم.
سالم پور: دعوتي در كار نبوده و خبرنگار فارس خود براي حضور در جلسه به شورا آمده است.
-محمودي كوهي با عصبانيت جلسه را ترك كرد-
سالم پور: ببينيد من تاكنون بي اطلاع شوراي شهر و اعضا كسي را به جلسه دعوت نكرده ام ولي اگر اين امر با برخورد هاي سليقه اي مواجه شود من هم تك روي بلدم و من هم تك روي مي كنم.
رسولي: اين كار ها چيه من خودم از حضور تمام خبرنگاران استقبال كرده ام و اخراج خبرنگاران از شوراي شهر معناي ندارد.
سالم پور: من با اين ديدگاه در شوراي شهر موافق نيستم
چهارلنگي: اگر دوستان موافق باشند حضور خبرنگار را از معاونت سياسي اجتماعي استانداري خوزستان استعلام كنيم.
رسولي: اين چه حرفيه جلسه علنيه آقا و همه ميتونن در جلسه بيان
سالم پور: اين ديدگاه براي شوراي شهر بايد جا بيفتد كه خبرنگار در تنظيم خبر كاملا آزاد است و نمي توان براي تنظيم خبرش به وي امرو نهي كرد.
خبرنگار بايد در فضايي آزاد در بتواند در جلسات حاضر شوند و به كارشان بپردازند.
امير رسولي: اگر خبرنگاري به نفع ما ننوشت بايد از شورا اخراج شود؟
اين حرف مناسبي نيست.
انتهاي جلسه.......
خيلي سخته وقتي كه حس نوشتنت نميياد بشيني يه متن خوب بنويسي، ولي اگه زماني را تجربه كرده باشي كه حوصله هيچكس را نداشتهباشي و تنها راهت نوشتن باشه و نوشتنت نياد خيلي بهت فشا مياد، هم از همه بريدي و هم نميتوني بنويسي!!!!!!!
در چنين شرايط تنها يه دوست خوب ميتونه در كنارت باشده و درد دلت را بهش بگي، ولي اگر دوستي پيدا بشه كه راز دار باشه و درد دلت براش شادي بر انگيز نباشه!!!!!!
شادي برانگيز! آره دوستي كه از ناراحتيت شاد بشه ديگه دوست نيست ولي كسي كه در تمام شرايط كنارت بمونه و دوست تمام لحظه هات باشه را تا الان نداشتهام و در اين موضوع نميتونم اظهار نظر كنم.
اگر كسي در كنارت باشه كه هميشه درد دلت براش ناراحتي باشه و ناراحتيت ناراحتيش باشه و شاديت شاديش، اون دوستته از دستش نده .
ولي از آونجايي كه چنين دوستي نداشته ام درك داشتن اين دوست برام امكان پذير نيست وچون در زندگي به افراد زيادي به عنوان دوست تكيه كردم كه در شرايط مختلف براشون مايه گذاشتم ولي در حساسترين شرايط كه نيازشون داشتم از كنارم متفرق شدند ولي اين امر را نمي توان براي همه بست داد.
شايد دلم را الكي به هر نخ پوسيدهاي به عنوان طناب خوش كردهام ولي در اين شرايط كه تنها راهم گريه و اشك ريختن است ميفهمم كه تنها يكي است كه هميشه زير چشمي مرا پاييده و هوامو داشته.
در بسياري از شرايط اشك ريختن ميتونه راه حل باشه و از احساسات تهي ميشي ولي بايد بگم هيچ وقت براي مشكلي گريه نگردهام، اين را دليلي براي اعتماد بهنفس نميدانم بلكه همه دوستانم مرا به سنگ بودن محكوم ميكنند و به همين دليله كه هروقت دنبال كاري رفتهام تا آخرش بيوقفه رفتهام و احساس شكست را مرگ شخصي ميدونم.
دوست، نامي كه بسيار دوست داشتني ولي سنگين است به هركس نسبتش دادي انتظار سنگيني ازش داري ولي هميشه او نميتونه انتظاراتت را برآورده كنه.
هميشه بين راه كم آورده و مونده، هميشه به ضعيف بودنش پي بردي ولي باز هم به قوي بودنش اعتراف ميكني، هميشه دوستش داري ولي......
الان با اينكه مشكلاتي بسيار بزرگ دارم احساس ميكنم كه هيچ كس را ندارم و از خدا ميخوام كه مثل هميشه اين بزرگ را براي اين كوچيك حل كنه.
ولي نمي فهمم كه اول بايد ازش اون دوسته را بخام كه در چنين شرايطي در كنارم باشه ولي ميدونم اين آدم در دنيا نيست چون خدا خودش چنين فردي را نيافريد.
شايد هم از سرلج چون تنها اين صفت به خودش مياد كه هميشه باشه و هميشه ياري كنه، خدايا تورو از خودت مي خوام
اون رو نيافريدي كه لااقل هر وقت گير كردم پيشه خودت بيام!!!
اومدم كمكم كن
كمكم كن
كمكم كن
.
.
.
شاعری ماندگار براي نسلهاي بيدار
... و قاف حرف اول نام آن بزرگ بود، آنجا که عشق تمام ميشود. قيصر را ميگويم، نه آن رومي که جنگها کرد، همين شهرستاني خودمان که با جنگ در ستيز بود و با مهر آشتي. مردي که شعرهايش آرامبخش پير و جوان است، مردي که زود رفت چون دنيا براي روح بزرگش کوچک شده بود.
يک سال از مرگ قيصر امينپور، شاعر بزرگ معاصر ايران ميگذرد، شاعري که شعرهايش را ميشد در کتاب درس دانشآموزان چاپ کرد و براي کودکان خواند، جوانان را جذب ميکرد و به پيران نشاط ميبخشيد. مردي که شعرهايش سراسر زندگي بود مثل دفتر سهراب سپهري، با اين ويژگي که شعرهاي قيصر موزون بود و از چارچوب شعر پا بيرون نمينهاد تا کسي خرده بگيرد و بگويد: شاعر نبود.
نويسنده اين سرمقاله عدم اجرا شدن اين برنامه را در گذشته به بزدلي و راحت طلبي و ناتواني در اجراي اين طرح بزرگ دانست و اجراي اين طرح را از شجاعتهاي دولت نهم دانست.
بايد گفت همين دولتي كه با عنوان بزدل خطاب ميشود|(دولت هفتم و هشتم) در هنگام تحويل كليد به رئيس جمهور مكتبي، رشد اقتصادي 1/6 را با قيمت نفت بشكه اي 18 دلار و تورم 13 درصد تحويل داد ولي در همين كشور بعد از گذشت3 سال رشد اقتصادي 8/5 را با نفت بشكه اي 130 دلار و تورم 28 در صد را اداره ميكند.

از طرفي خود و همگان در شجاعت اين دولت و اجراي برنامههاي انتحاري و يكباره آن شك نداريم ولي بهتر است بگويم اين دولتهايي كه در مقاله براي آنان از كلمه بزدل استفاده شده است تا كنون حركت هاي منافي قانون و عرف اقتصادي انجام ندادهاند.
براي مثال در دولت هفتم و هشتم طرح افزايش قيمتها از طرف مجلس در دستور كار بود كه همه ساله قيمتها به درصدي خاص افزايش مييافت ولي در مجلس هفتم با اجراي طرح ناموفق جناب احمد توكلي براي تثبيت قيمتها فقر را يك باره در كشور بصورت كلي توزيع عمده داشتيم كه اين همان حركتهاي مبتني برعلم در اصول گرايان است.
نويسنده در سرمقاله روز بعد خود اين گونه به تناقض گويي مي پردازدكه اجراي چنين عمل جراحي بدون بي هوشي و بي حسي است و درد آن به همه وارد مي شودو...
نمي دانم چگونه وقتي از جزئيات طرحي مطلع نيستيم براي دفاع از صنف سياسي خود هم كه شده دفاع جانانهاي را قلم مي زنيم و آخرت خود را براي دنياي ديگران و برنامه هاي سياسي ديگران خراب ميكنيم.
اصلا شما كه قلم برداشته و اين چنين از طرح تحول اقتصادي دم مي زنيد از مفاد آن مطلعيد؟
مي دانيد قرار است چه بشود؟
آيا مي دانيد در دگك بندي هاي انجام شده شما جزء كدام دهك جامعه قرار مي گيريد؟
آيا در حال حاضر با اين شرايط پيچيده تحريم و... مردم ما تحمل درد اين عمل جراحي را دارند؟
و اصلا كدام اقتصاد دان اجراي اين برنامه را مفيد دانسته؟
مگر نه اين گونه است كه افرادي كه از اين طرح تعريف كرده اند همگي به نحوي به يك حزب خاص مرتبت هستند و اصلا اقتصاد دان نبوده اند.
جناب......
دنيا مزرعه آخرت است نه ....
بهتر نيست بجاي نگارش مطالب جانب دارانه از دولت مشكلات مردم را در اين نشريه يك طرفه و ... انعكاس دهيد.
در مطالب بعدي نقدي بر عملكرد چندين ساله نشريه نور خوزستان خواهم نگاشت.
باشد تا برخي كه در خوابند بيدار شوند ولي
خواب رفته را مي شود بيدار كرد ولي به خواب زده را خير.
پل شادروان از پل هاي باستاني جهان است كه بخاطر قدمت و طول آن در فهرست آثار ملي قرار داردولي در كنار اين پل فاضلاب هاي شهري در جريان است.

اين پل از آپاري است كه در كنار سازه هاي آبي شوشتر قرار است در سال ۲۰۰۸ به ثبت جهاني برسد ولي افسوس كه وجود اين فاضلاب ها تهديدي در جريان و فرآيند ثبت جهاني اين اثر است


قرار بوده است كه اين فاضلاب ها در سال گذشته بطور كامل جمع آوري شودولي بخاطر نبود تعهد و اعتبار و فقدان احساس مسئوليت و.....(كه از گفتن آن شرم دارم) اين فاضلاب ها هنوز جمع آوري نشده است.

زماني كه رئيس سازمان ميراث فرهنگي بجاي رسيدگي به آثار تاريخي طرح دوستي با ملت اسراييل را در سر مي پروراند آثار تاريخي ما نيز اين روزگار را خواهند داشت.

ميراث فرهنگي در شوشتر دچار مشكل فراوان شده است
آثار تاريخي در شوشتر به خانه هاي ويران و محل فساد شده اند ولي سازمان ميراث فرهنگي در حل مشكل اين آثار تاريخي هيچ گونه اقدامي نمي كند.
به اميد روزي كه اين فرصت طلايي نيز مانند ديگر فرصت هاي سوخته شده براي شوشتر از دست برود و باز هم ما به گذشته خود كه چه بوده ايم افتخار كنيم و در حفظ گذشته نيز نك.شيم آينده كه ...